ارث و میراث

0

دکتر نویری
آیا فرزندان حقی به اموال والدین خود در زمان حیات آنها دارند؟ آیا والدین می توانند با اموالی که شفاها و یا کتبا بنام فرزندان خود برگزیده اند معامله کنند؟ چه میزان از اموال والدین می بایست برای فرزندان کنار گذاشته شود؟ و در نهایت چه چیزهایی به فرزندان به ارث می رسد و باید به ارث برسد؟

هر موجودی در طبیعت اعم از گیاه و حشره تا مهره داران و انسان سعی در بجای گذاشتن میراثی از خود بر روی زمین می باشد. این میراث عمدتا فرزندانی هستند که گواه وجود آن موجود و نماینده تمامی توانایی ها و ضعف های آن می باشند. به همین دلیل موجودات سعی بر آن دارند تا میراث وجودی آنان بهترین شاهد و نماینده ممکن پس از زندگیشان باشند

. بر همین اساس انتخاب جفت در موجودات نه بر صرف جذابیت جنسِ دیگر، بلکه بر اساس داشتن بهترین ژن های ممکن برای بوجود آوردن نسل فردا صورت می گیرد. گرده افشانی گیاهان یکی از مثال های بارزِ پیدا کردن گیاهی هم نوع ولی با احتمال داشتن ژن های برتر است. در پرندگان رنگ و آواز پرنده ی جفت گویای میراثی است که برای نسل فردای خود باقی خواهند گذارد و در مهره داران بزرگی، سرعت و قدرت نشانگر داشتن بضاعتی بیشتر برای میراثی بهتر محسوب می شود. اما موجودات تنها به دادن ژنهایی بهتر به نسل آینده بسنده نمی کنند.

پرندگان در تخم های خود تمامی مواد غذایی لازم برای رشد جوجه ها تا از تخم درآمدن را ذخیره می کنند. وقتی هم جوجه ها از تخم در میایند پرندگان تا زمانی که جوجه توانایی شروع یک زندگی مستقل را بدست بیاورد، به تیمار و نگهداری از آن می پردازند. در شیرها و پلنگها، مادر در هنگام رشد جنینی از خون خود تغذیه رسانده و سپس با شیر پستان و شکاری که بعدا به لانه می آورد توله ها را بزرگ می کند. اما پیچیدگی زندگی این گوشتخواران نسبت به پرندگان ایجاب می کند که انتخاب ژن بهتر در موقع جفت گیری و رساندن تغذیه ی کافی، تنها وظیفه لازم برای میراث آینده خود نباشد. این موجودات به خوبی واقفند که نسل فردای آنها نیازمند تجارب و مهارت های لازم برای پیدا کردن، کمین و شکار غذای روزانه خود است. به همین دلیل به محض اینکه توله ها به سن معینی می رسند شیر ها و پلنگ های والد آنها را با خود همراه کرده و به شکار می روند تا کمین و شکار کردن را به آنها بیاموزند.

در موجودات پیچیده تری مثل میمونها که اجتماعی تر بوده و جامعه ای قانونمند تر از شیرها دارند، نه تنها انتخاب جفت برای ژن بهتر ملاک بسیار مهمی محسوب میشده بلکه تغذیه، طرز بالا رفتن و ماندن روی درختها و پیدا کردن غذا نیز از ملزوماتی هستند که میمون های کوچک تر باید از والدین خود به ارث ببرند. اما وظیفه میمون های والد به همین جا ختم نمی شود. در کنار مهارتهای بقایی مثل پیدا کردن غذاو هماهنگی حرکتی، طرز رفتار در گروه و رعایت قوانین اجتماعی نیز از جمله مواردی هستند که بچه میمونها در طول چند سال زندگی با والدین خود یاد گرفته و به ارث می برند.

پس به میراث نهادن و به ارث دادن خصوصیاتی هستند که حتی در ابتدایی ترین موجودات کره زمین مانند تک یاخته ای ها و گیاهان تا پیچیده ترین آنها مثل میمون ها دیده می شود. برای خلقت به ارث و میراث نگذاشتن یک رفتار غیر طبیعی و بیمار گونه ایست که بقا گونه را بخطر انداخته و شانس موفقیت نسل های آینده را با شکست روبرو می سازد.

اما این ابتدایی ترین شعور گیاهی و حیوانی در پیچیده ترین موجود کره زمین یعنی انسان بنظر میرسد که دچار اشکال شده باشد. چه بسیار والدین کوته فکری که از روی ترس، عقده و وابستگی انتخاب همسر کرده و بجای بهترین ژنها مریض ترین آنها را به فرزندان خود به ارث داده اند. چه والدین کوته فکر تری که شکم و مدرسه ی فرزند تنها دغدغه رشد آنها محسوب میشده و فرزندانی پرورده اند که مهارتهای اجتماعی ناچیزی دارند. چه والدین بی فکری که فرزندانی دارند که در سنین استقلال مالی و رفتاری، انگل هایی چسبیده به جیب بی پایان والدینِ وابسته و بی هویت خود هستند. و در نهایت چه والدین بی شعوری که در سنین رشد و اعتلای فرزند با عقده های بیمار گونه خود منابع لازم را دریغ کرده و ارثی به جز ناکامی های مکرر و بنیه ناکافی برای حرکت به جلو برای آنها نگذاشته اند. با وجود این کوته فکری ها و این عقده ها آیا قوانینی برای مدیریت صحیح و پرورش درست نسل های آینده نباید وجود داشته باشد؟ آیا نباید آحاد جامعه از حقوق طبیعی خود برای بهتر زیستن و درست تر برنامه ریزی کردن با خبر باشند؟ آیا همچنان والدین بی درایتی باید باشند که بگویند ” مال خودمه هر جور دلم میخواد خرجش میکنم و به هر کی دلم میخواد میدمش؟” آیا جامعه انسانی در قرن بیست و یکم نیز همچنان باید از ابتدایی ترین شعور گیاهی و حیوانی نیز کمتر اندیشیده و سخیف تر عمل کند؟

همچنین مشاهده کنید:  گزیده ای از کلاس شخصیت شناسی در کار و حرفه - جلسه اول

مسلما نه. بشر همچون همه موجودات دیگر مکلف به رعایت قوانین طبیعت برای ساختن فردایی بهتر است. ارث و میراث از آنجاییکه در حدود قوانین طبیعت حتی پیش از پیدایش انسان بر روی این کره خاکی قرار داشته، همچون دیگر قوانین از سِیری منسجم و روشن بهره مند است.

این سیر منسجم و روشن شامل نکات ذیل می باشد:

۱. داشتن فرزند یک انتخاب است نه یک اجبار اما داشتن تن و روانی سالم برای فرزند داشتن یک وظیفه
هیچ حیوانی و یا حتی گیاهی در زمان های قحطی و یا شرایط محیطی سخت بچه دار نمیشود زیرا که از منابع کافی برای نگهداری و پرورش آن برخوردار نیست. پرورش فرزند یک سرگرمی نیست بلکه وظیفه ایست نیازمند منابع مادی و شعوری کافی. به میراث گذاشتن و ادامه نسل این نیست که فقط اسم فامیل و ژن فردی در نسل های فردا وجود داشته باشد بلکه به معنی گذاشتن اثری پویا و موفق است. هیچ کس دوست ندارد در خاطره مردم به عنوان کسی باشد که بچه هایش به هیچ جا نرسیدند. پس زمانی باید مبادرت به داشتن فرزند کند که امکان رشد و تعالی فرزندان نیز وجود داشته باشد.

۲. پس از فرزند دار شدن اموال والدین به سه سهم تقسیم میشود. سهم اول برای استفاده روزانه و معیشت خانواده صرف میشود. سهم دوم مخصوص پرورش و نگهداری دوران طفولیت فرزند تا زمانی است که می تواند مستقلاً در جامعه زندگی کند. و در نهایت سهم سوم سرمایه ایست که به فرزند جهت تحصیل، شروع کار و یا هر فرآیندی که به استقلال هویتی و معیشتی وی بیانجامد داده می شود. برنامه ریزی و مدیریت این سهام در تمامی لحظات زندگی والدین از مهمترین مواردیست که باید به آن آگاه باشند. در نتیجه به محض بدنیا آمدن فرزند ارزیابی صحیحی از آنچه موجود است و آنچه باید در آینده موجود شود الزامی است.

۳. سوالی که بسیاری را به خود مشغول داشته رفتار والدین با اموالیست که شفاها، کتبا و یا قانونا بنام فرزند خریداری و یا نگهداری شده است. بعضی اوقات والدین حرفی میزنند تنها برای دلخوش کردن و یا دلایلی احساسی دیگر. مادامی که وظیفه والدین در رشد و پرورش و سرمایه گذاری آینده فرزند رعایت می شود و اموال داشته آنان بدرستی تقسیم بندی شده است مشکلی پیش نمی آید. ولی وقتی والدین به شکمی و بی فکر صحبت کردن عادت داشته و مدیریت و آینده نگری از خصوصیات شخصیتی آنها محسوب نمی شود چه؟ آیا فرزندان باید تنها نظاره گر ویرانگری والد و یا والدین بی مسئولیت خود باشد و بدلایل غلط تربیتی و سنن و ارزش های غلط از اعتراض دوری کنند؟ حتی در دین ما نیز چنین اجازه داده نشده و به صراحت به وظیفه افراد در نگهداری و تحویل اموالی که به امانت در اختیار آنهاست دستور داده شده است.
مهم اینست که بدانیم مال والدین تماما مال آنها نیست و بر سهمی که متعلق به فردای فرزندان آنهاست نمی توانند خودسرانه و خود رای تصمیم گیری و عمل کنند. پس زمین، خانه، شرکت، باغ، کارخانه و سرمایه نقدی قبل از اینکه فروخته و یا تعویض شوند باید قسمت آینده ی فرزندان در آن لحاظ شده و اگر به این قسمت لطمه ای وارد نمی شود به فروش و یا تعویض مبادرت کرد.

۴. در کنار میراث مادی و فیزیکی، ارثی به گردن والدین هست که واقعاً گذشتن و سرپیچی از آن می باید جرم در نظر گرفته شود. این میراث همان میراثی است که شیر و پلنگ و تمامی موجودات دیگر به فرزندان خود نیز در طول میلیون سال داده و می دهند و نام آن شعور معاش است. شعور معاش یعنی درک و توانایی نگهداری و استفاده بهینه از دارایی هایی که به فرزند به ارث می رسد و افزایش آن دارایی ها. گاه این دارایی ها مادی و فیزیکی بوده و گاه مهارتهایی هستند که از نسلی به نسل بعد داده می شوند. مثلا شکلات سازان سوییسی نه تنها کارخانه های خود را به فرزندان و نوادگان خود به ارث نهادند بلکه شعور نگهداری و رشد را نیز در آن فرزندان و نوادگان پرورش دادند. در نتیجه بجای اینکه فرزند کارخانه و یا زمین پدری را بلافاصله پس از مرگش بفروشد بیش از سیصد سال، و پانزده نسل است که همان کارخانه با بروز ترین تجهیزات و مدیریتی مدرن و معاصر مشغول فعالیت است. چنین فرزندانی در دوران رشد تمامی منابع لازم را بقدر کفایت و نه افراط دریافت کرده و در سنین لازم نیز در کنار والدین به آموختن مهارتهای زندگی و چگونه مستقل بودن و درست تصمیم گرفتن مشغول بودند. نتیجه اینکه هم بنیه و سرمایه کافی برای حرکت بجلوی آنها وجود دارد و هم توانایی درست اندیشیدن و موفق بودن.

خوشا بحال چنین والدینی و خوشا بحال چنین فرزندانی.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.