تعاریف اضطراب

0
اضطراب یکی از سیستم های دفاعی بدن در مقابل تهدید های بالقوه و یا بالفعل محیطی است.   هر زمان که فرد از کودک یک روزه تا بزرگسال، تهدیدی حس کند اولین پاسخ دفاعی وی به این تهدید “حس اضطراب” است.   بعنوان مثال، موقعی که کودک فوق الذکر دچار گرسنگی شود اول از نرسیدن و نخوردن شیر، حس غریزی رها شدن و مرگ کرده و دچار اضطراب میگردد و سپس شروع به گریه می نماید.

اگر به کودکان شیر خوار سالمی که چندین برحه اضطرابی را طی نکرده نگاه کنیم، می بینیم که با شروع گرسنگی بلافاصله گریه نکرده و در عوض با تقلا کردن و صدا های بچه گانه سعی در جلب توجه مادر را دارند.  اما همان کودکان اگر چندین مورد دچار اضطراب بی توجهی از مادر شوند بلافاصله در هنگام گرسنگی، شنیدن صداهای بیگانه، تنهایی اتاق، و بغل نکردن مادر اقدام به گریه کردن می کنند.

در بزرگسالان نیز صدای تصادف اتومبیل ها، جیغ و فریاد انسانهای دیگر، آتش سوزی، و بسیاری دیگر از محرکهای آسیب زننده و کشنده فرد را دچار اضطراب و عکس العمل می نماید.  به عبارت دیگر، اضطراب نیروی محرکی برای فرار یا مقابله با محرکهایی است که می توانند به فرد آسیب بزنند.

این نیروی محرک در زمان احساس تهدید باعث نجات جان کودک شیرخوار از گرسنگی، فرار بزرگسال از آتش، و یا دوری از بروز تصادف با اتومبیل می گردد.  لحظاتی بعد از عکس العمل کودک یا بزرگسال به تهدید محیطی، این نوع اضطراب که به آن اضطراب عادی اطلاق میشود تحلیل رفته و فرد به آرامش معمول زندگی خود باز می گردد.

·         اضطراب بیمار گونه

همچنین مشاهده کنید:  بديهي است اما خيلي از ما به اون توجه نميكنيم

اما وقتی اضطراب ناشی از یک حادثه یا مشکل، بعد از لحظاتی فروکش نکند و یا بعد از خاتمه بحران تحلیل نرود و فرد همچنان احساس غریزی خطری بالقوه را داشته باشد، در آن هنگام است که این سیستم دفاعی رها بخش و زندگی ده تبدیل به یک سیستم شکنجه تدریجی و مرگ آور می گردد.  یکی از شایعترین مواردی که بیماران مبتلا به بیماری اضطراب مطرح می کنند این است که نمی دانند از چه چیز نگران هستند اما از صبح که بیدار می شوند احساس بدی در دل، سینه، و گلوی خود دارند.

به عبارت دیگر آنچه که این بیماران مطرح می کنند احساس خطری بالقوه است که با وجود احساس آن، قادر به دیدن این خطر نیستند و اضطراب ناشی از این احساس خطر نیز بعد از لحظاتی فروکش نمی کند.  وقتی که اضطراب فروکش نکند، همانند مشعل موتورخا نه ای که اگر بعد از گرم کردن دیگ شوفاژ خاموش نشود باعث ذوب شدن دیگ می شود، هورمون های ترشح شده در زمان های طولانی مدت اضطراب نیز باعث تخریب بدن و مغز می شوند که بیماری های گوارشی، مفصلی، و فراموشی از عواقب این ترشحات زیاد می باشند.

دیرتر در این بحث به نقش هورمون ها در بیماری اضطراب اشاره ای مفصل خواهیم کرد.  اما در این جا به همین مقدار اکتفا می کنیم که اضطراب یک بیماری واقعی، فرسایشی، و علیل کننده است و باید هرچه سریع تر به درمان آن پرداخت.

Source: طب روان

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.