حقیقت در مورد جادو و جادوگری؛ چگونه جادو کنیم؟

0
دنیای مدرن چون دنیای کهن همچنان محو و شیفته نیروهای ناشناخته و اسرار آمیز است و برای بدست آوردن و مهار آنها تلاش می کند. رعد و برق و سیل و بلایای طبیعی در گذشته و انرژی های کهکشانی و فکر خوانی و پیشگویی در گذشته و امروز از جمله این نیرو ها هستند. اما در این میان، جادو و جادو گری همیشه جذابیت و جلای خاص خود را حفظ کرده و میکند. کسی نیست که از داشتن نیرویی خارق العاده برای مهار و کنترل دیگران لذت نبرد. هیچ کس از انتقام گرفتن از دشمنان با خوا ندن دعا و وردی بدش نمی آید. و کسی هم نیست که نخواهد همیشه جوان مانده و یا بسیار پول دار شود.

جادو و جادوگری تاریخی به قدمت پیدایش بشریت دارد. پادشاهان و حکام بسیاری در اعصار گذشته و حاضر بدنبال جادو برای حفظ حکومت خود بوده و هنوز نیز هستند. شامَن ها و روسای قبایل از هزاران سال پیش با سنگ چخماق و پر مرغان کمیاب و دندان حیوانات درنده همراه با رقصیدن در میان مارها و اهلی کردن یوزپلنگ مدعی داشتن نیروهای جادویی بودند. مذاهب و ادیان نیز بسته به گرایش چند خدایی یا وحدانیت طلبی خود در گسترش و مقابله با جادو و جادوگری تلاش میکردند. تورات و انجیل و قرآن در جای جای خود به این تلاشها و مبارزات اشاراتی مستقیم و جذاب دارند.

اما آیا جادو حقیقت دارد و اگر دارد ماهیت و واقعیت آن چیست؟ آیا میتوان آن را آموخت و استفاده کرد؟

اگر جادو را تغییر حالات، رفتار و موقعیت یک فرد یا شیء معرفی کنیم آنگاه میتوان گفت که جادو واقعیت وجودی دارد. در اثبات این ادعا به بررسی چهار نوع جادو میپردازیم:

۱- تسخیر کردن یا شدن
در این نوع جادو فرد، خانه، ماشین و یا هر شیء و محلی رفتار و حالاتی نا متعارف و بیگانه با شناخت قبلی دیگران از وی و یا آن خانه و شیء نشان میدهند. این تغییرات بطوری هستند که با توجه به یک سری علائم مثل صداهای ناشناخته که از فرد یا خانه و محل ساطع می شود و یا حرکات عجیب، به وجود موجودی دیگر مثل جن و دیو تعبیر میشود.

حقیقت امر این است که دیو و یا جن هرگز به تسخیر وجودی یک فرد یا محل نمی پردازند بلکه خودِ فرد و یا محل از انرژی های منفی و مریض اشباع شده است. اکثر بیماران شخصیتی و خصوصا پارانوییدها، هیستریانیک ها، اسکیتزوتایپال ها، و در موارد عصبانیت و هیجان بردرلاین ها حالات تسخیر شده بودن از خود نشان می دهند. شیزو فرن ها (بیماری جنون) نیز همچون بیماران شخصیتی فوق با اشاره به داشتن رابطه با اجنه و فرشتگان در نظر عوام تسخیر شده بنظر می آیند.

افرادی که شدیدا عاشق می شوند، افراد تحت تاثیر هیپنوتیزم، و افراد خرافاتی نیز علائم تسخیر شده بودن را براحتی بروز می دهند. خانه، زمین، محل کار و تجارتی که مدتها در اختیار افرادی شرور و منفی بوده نیز با وجود علائم منفی آنها حالات تسخیر شده بودن دارند و به همین دلیل هم هست که پس از پاکسازیِ آن علائم، حالت تسخیر شدن آنها از بین می رود.
افرادی نیز که از نگاهی نافذ و بیانی زیبا و مقتدر برخوردارند قادر به تسخیر قلب و ذهن دیگران می شوند. دقیقا با آشنایی به همین نکات است که جادو گران و رمالان و دعا نویسان اصولا ظاهری بسیار عجیب و یا جذاب از خود درست کرده و در محل ها و نقاطی زندگی میکنند که نامتعارف و تشدید کننده حس پذیرا بودن فرد مراجعه کننده به آنها باشد.

۲- نظر کردن یا شدن

اغلب شنیده ایم که فرد و یا محل را بخاطر انرژی بسیار مثبتی که دارد و مقاومت در مقابل فرسایش و شکست نظر کرده و یا نظر شده می نامند. در واقع فرد نظر کرده و یا شده فردیست محکم با اهتمام به حل مسائل و پشت سر گذاشتن مشکلات. این افراد نه تنها از مصائب و اتفاقات مصون نیستند بلکه ممکن است به خیلی از آنها نیز دچار بشوند. اما حس موفق شدن آنها و چشمان تیز بین و نکته سنجی در کنار کمی شانس آنها را از دیگران بدرستی متمایز کرده و موفق و زنده نگه می دارد. محل و موقعیت ها نیز با توجه به حس مثبت و التیام بخشی که افراد نسبت به آنها دارند همینگونه عمل می کنند.

۳- چیز خور کردن یا شدن

چیز در زبان فارسی میتواند دارای معانی خاص و عام باشد. اما ادعای گوینده به چیز خور شدن و یا کردن کسی معمولا اشاره به استفاده از موادی است که خاصیت توهم زایی و یا مسمومیت مقطعی و یا دائم دارد. در کوهستان ها و جنگل ها و همچنین بیابان های ایران همچون هر کشوری دیگر گیاهان و قارچهای بسیاری با خاصیت سمی و توهم زایی می رویند. بعنوان مثال نوعی گندم وحشی در میان کشتزارهای گندم شمال و شمال غرب ایران میروید که مصرف آن بشدت خواب آور است. همچنین نوعی تمشک وجود دارد که بشدت سمی و توهم زا بوده و همچون حشیش و ماری جوانا خاصیت تمرکز دهی و تشدید و اغراق احساسات و توهمات فرد را داراست.

چیز خور کردن تاریخی بسیار کهن خصوصا در دربار حکام و حرمسرا های آنان برای از بین بردن رقابت و حذف دشمنان دارد. دعا نویسان بنا به آشنایی آنان از گیاهان و قارچها معمولا از تکنیک چیز خورکردن برای تاثیر بیشتر کار خود استفاده میکنند. دعا نویسان قلابی نیز از عسل و موم و گل سرخ مبادرت به ساخت معجون های تقلبی کرده و با استفاده از خصوصیت تلقین پذیری مراجعین خود امیدوار به رفع مشکل آنها هستند. جالب اینجاست که چیز خور کردن بر خلاف وجود دعانویسان و جادوگران تقلبی علمی پیشرفته و دقیق بوده و صاحبان آن قادر به استفاده دقیق در رسیدن به اهداف نه چندان خوب خود می باشند.

۴- طلسم کردن یا شدن

طلسم کردن کسی یا محلی یکی از شایع ترین انواع جادو گری است. اما استفاده از مو و لباس و عکس فردی و قاطی کردن آن با پر کلاغ و دندان ببر و دم خروس نابهنگام به همان اندازه که خنده دار است نیز مسخره و بی محتواست. هیچ کس را نمیتوان طلسم کرد مگر فردی که خود پذیرای قفل شدن در فکر و حالتی ناخوشایند باشد. هیچ محلی را نیز نمیتوان طلسم کرد مگر اینکه آن محل چر از شرارت و منفی گری و منفی گرایی صاحبان و ساکنان آن باشد. طلسم کردن بیشتر یک آرزو طلسم کننده است تا واقعیت طلسم شونده.

نتیجه گیری:

پایه و اساس خلقت بر اساس حساب و کتابی دقیق استوار شده که با دغل و میان بر زدن و یاغی گری نمیتوان آن را بهم ریخت. این حساب و کتاب، بی قائده و ضابطه نبوده و نیست و جادو گری نیز همچون دیگر عناصر گوناگون خلقت تحت تاثیر این ضوابط و قوائد مدیریت میشود.
اگر جادو گران میتوانستند براحتی در این ضوابط و اصول رخنه کنند بجای کسب درآمدی زشت و بی عنوان و زندگی ای همواره در فقر و حقارت به حال خود رونق و جلایی درخور داده و از گدایی و استفاده از استیصال دیگران برای گذران معاش خود دست می کشیدند.

جادو کردن دروغ نیست اما تنها برای آنکسی که علم آنرا را در تناسب با اصول و قوانین خلقت داراست. نفس جادو کردن یعنی فرو رفتن در باتلاقی که در خلقت برای این عمل تعریف شده و در نتیجه جادوگر اولین کسی است که مورد آسیب واقع می شود. برای جادو کردن باید براستی روح و روان را بتاریک ترین اصول بشریت فروخت و از درجه حیوانیت نیز تنزل کرد. تنها در آن مقام است که فرد جادو کننده و یا درخواست کننده جادو برای کسی دیگر، میتواند به نیروهایی برای تغییر و تخریب دست یابد. کتاب جادو گری و علم واقعی جادو در آنجا یافت می شود و آنکه به آنجا در جستجوی این کتاب رفت را یارای برگشت به انسانیت نیست.

پس تویی که در محدوده قوانین خلقت در اصول انسانیت پایداری و مقاومت میکنی از هیچ نیرویی علیه خود نترس. برای تو  خلقت حفاظی بسیار رخنه ناپذیر و استوار تعریف کرده است.
اما تویی که مستأصل جادویی برای تغییر و تصاحب و تعادل هستی، در لابه لای این خطوط نوشته شده جادویی را میتوانی ببینی که بدون نزول به تاریکی خلقت، بیشترین نفع را در روشنترین گوشه خلقت نصیب خود کنی.

۴ (۸۰%) ۶ vote[s]

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.