فرق لجبازی با قاطع بودن

0

“اسامی بکار رفته شده در ذیل مستعار بوده و هر گونه شباهتی تصادفی می باشد.”

محمد ۱۴ ساله با چشمانی سرد و پر غیظ نشسته و به من نگاه می‌کند. مادرش از بد رفتاری های او و درس نخواندنش شاکی است. صدای مادر چون نفتی بر آتش هر لحظه بر شدت عصبانیت او اضافه میکند. سرانجام درست وقتی که دیگر قادر به کنترل خود نیست رو به مادر کرده و فریاد میزند: “به من نگید درس بخون چون من هر چی رو که بهم بِگَند برعکسش عمل میکنم.”
شیرین ۳۳ ساله مراجع دیگری است که مستأصل و نا امید روبروی من نشسته و اشک میریزد. “اگه به شوهرم هر حرفی بزنم که مطابق میل اون نباشه لج میکنه و روزگارم رو سیاه میکنه. همه جیز باید به میل اون باشه وگرنه چنان داد و فریادی راه میندازه که همه همسایه ها با خبر شند. یا هم فوری زنگ میزنه به مامان اینا که بیائید تکلیف منو روشن کنید.”

بابک ۴۷ ساله کلافه، خسته، و سر در گریبان در حالیکه به زمین چشم دوخته و سر تکان می دهد نجوا میکند: “۱۲ ساله که ازدواج کردم ولی یک روز خوش ندیدم. هر مناسبتی که باشه، هر دعوتی به خونه ما یا به خونه کسی قبل و بعدش من تنم میلرزه. فقط کافیه من یک سوال بپرسم که مثلا چرا میوه ها رو توی این ظرف ریختی یا چرا فلان شیرینی رو خریدی یا نخریدی. یا مثلا به خواهرم هم زنگ زدی اونا هم بیان. چنان اخم و تَخمی میکنه که نگین دکتر. جلوی دیگران خودش رو عاشق و مطیع من نشون میده ولی جلوی مادر خواهرم که ازش حساب میبرند چنان بی حیایی راه میندازه که من میخوام از شرم بمیرم. تا هم باهاش بحث کنم در خونه رو باز میکنه فریاد میزنه همسایه ها بیاین منو کشت. خدا شاهده من هرگز روش دست دراز نکردم.”

فاطمه ۵۴ هم داستانی مشابه بابک با همسر خود دارد. “اگه به شوهرم بگم پول بده من فلان چیزی که تموم شده بخرم میره جلوی در خونه فریاد میزنه: نمیفهمی ندارم. به کی باید بگم ندارم ای خدا من بدبختم ورشکسته ام. اما بخدا آقای دکتر وقتی خودش بخواد دنیا خرج میکنه برای دیگران. من از ترس آبروم جرأت ندارم یک کلمه بهش حرف بزنم.”

سر انجام پریسای ۴۹ ساله در حالیکه مشتی دستمال کاغذی خیس شده از اشک خود را در چنگال می فشارد با هق هق از فرزند ۲۳ ساله اش میگوید: “شبا ساعت یک و نیم دو میاد خونه آقا. اگر بهش بگم تا الان کجا بودی درها رو چنان بهم میکوبه که تمام همسایه ها بیدار شند. اون ساعت شب فریاد میزنه و هوار میکشه. فرداش هم که قهر میکنه و حرف نمیزنه. من موندم چیکار کنم با این.”

قهر، تهدید، عصیان گری، تلافی، کینه ورزی، فحاشی، سر کوفت و غیبت از خصوصیات برجسته یک فرد لجباز می باشند. همچنین اغراق و افراط در برخورد با دیگران و بی حیایی در گفتار و رفتار از دیگر خصائص بارز افراد لجباز است. این در حالیست که فرد قاطع هیچ یک از این خصوصیات را در گفتار و رفتار خود بروز نمی دهد. در عوض فرد قاطع آرامش خود را در حالی که معترض گفتار و رفتار دیگران با خود است حفظ کرده و در نهایت حیا و حرمت سعی در احقاق حقوقی دارد که مدعی تضییع شدن آن می باشد.
اما چرا بعضی لج بازی را بعنوان ابزاری برای احقاق حق انتخاب کرده و بعضی دیگر قاطع بودن را؟

اولین دلیل اینگونه انتخاب به ژنتیک افراد باز میگردد. حتی کودکان از بدو تولد در شیر خوردن و خوابیدن و یاد گرفتن مهارتهای فردی از خود لجبازی نشان می دهند. به عبارت دیگر، در بسیاری از موارد لجبازی یک رفتار آموخته شده نیست بلکه گرایش غریزی و ناخود آگاه فرد نابالغ به عدم تمکین و اعتنا به خواسته های دیگران در مقابل خواسته های خود است. اینگونه افراد عمدتا بنیه عصبی بسیار کمی داشته و خیلی زود در مقابل هر موضوع و یا محرک ناخوشایندی تحمل خود را از دست می دهند. حال اگر وحشتی از اطرافیان نداشته باشند با عصیان گری و تهدید و خشونت رفتار میکنند. اما اگر از قدرت فیزیکی اطرافیان و یا آبروی خود بترسند حس غیظ و ناراحتی خود را پنهان کرده و از طرق دیگر و زمانی دیگر و حتی کسانی دیگر به تلافی می پردازند.

دومین دلیل لجبازی وجود عقده حقارت در بسیاری از افراد لجباز است. افرادی که دائما خود را با دیگران مقایسه می کنند و آنها را در مقامی پایین تر از خود جای می دهند در برخورد با آنها عمیقا قضاوت گرانه و خصمانه جبهه می گیرند. این حس که “من بالاترم پس نباید از پایین ترها چیزی به من گفته بشه” مکررا در ذهن این افراد طنین انداز بوده و در مقابل تمکین و احترام به بقیه به آنها سرکوفت میزند. عقده حقارت صدایی است در ذهن و زبان فرد مبتلا که جز سرزنش و سرکوفت حرفی برای گفتن ندارد. مبتلایان به عقده حقارت در سینه و قلب خود چاهی سیاه و بی پایان دارند که با هیچ اندازه از ثروت و محبت و حرمت پر و لبریز نمی شود.

همچنین مشاهده کنید:  سخنی با همکاران درمانگر، مبتلایان و قربانیان بیماران شخصیتی

و اما سومین دلیل لجبازی نداشتن عزت نفسی بالاست. این یعنی فرد لجباز چنان خود را زخم خورده و توهین شده از رفتار و گفتار دیگران می بیند که جایی برای گذشت و فراموش کردن نمی یابد. افراد با عزت نفس پایین پی و دنبال هر حرفی را گرفته و وارد هر بحثی می شوند. مسائل بین فردی برای آنها ریز و درشت و کم اهمیت و پر اهمیت نیست. اگرچه مهربانی افراطی و صبوری زیاد در بین افراد لجباز بشدت شایع است اما گذشتن و فراموش کردن حرفها و رفتارهای دیگران برای آنها ممکن نیست. در واقع افراد با عزت نفس پایین قادر به سنجش بضاعت دیگران و ناتوانی آنها نیستند و توقع دارند همان قدری که خودشان برای دیگران مایه میگذارند از آنها هم حرمت و قدر دانی ببینند. به نظر خواسته ای منطقی است.

اما ایراد بزرگی که به این خواسته وارد است چهارمین دلیل لجبازی بجای قاطعیت است. وقتی ما خواسته ای از کسی داریم:
اولا خواسته ما باید بجا، به اندازه، صحیح و در زمان درستی ارائه شده باشد.
دوما شعور و بضاعت فرد مقابل در فهم خواسته ی ما شرطی اساسی است. پس هم ما باید خواسته درست خود را به گونه ای درست به فرد مقابل تفهیم کرده باشیم و هم فرد مقابل قدرت فهم و انجام آن خواسته را در زمان مورد نظر ما داشته باشد. در غیر اینصورت خواسته غلط ما و یا ناتوانی فرد مقابل در درک و انجام آن منجر به مأیوس شدن خود ما میشود.

متاسفانه خیلی از افراد و خصوصا افراد لج باز این قانون بضاعت سنجی دو طرفه را رعایت نکرده و با محبت و توقع بیجا باعث ناراحتی و یأس خود و در نهایت دیگران می شوند. تربیت غلط و متعصبانه این افراد و توهم اینکه فهم درستی از باید و نباید ها دارند به آنها این اجازه را می دهد که در مورد دیگران قضاوتی بسیار سختگیرانه داشته و با ذره بین به رفتار و کردار دیگران نگاه کنند. طبیعتا هر کسی که با ذره بین به دنیای بزرگ و گوناگون رفتارها نگاه میکند محکوم به چشم درد ناشی از دیدن ناخوشایند ها و دل درد منجر از یأس و نا امیدی است.

نتیجه ای که می گیریم اینست که که مجموع عوامل ژنتیکی، ضعف شخصیتی، و تربیت متعصبانه و غلط در افراد لجباز، آنها را در موقعیتی قرار می دهد که همواره نگران و ترسان از احتمال حملاتی هستند که از جانب دیگران بسوی آنها نشانه رفته است. این از-پیش-آمادگی و بررسی دائم و بدبینانه رفتار و گفتار دیگران باعث می شود که افراد مبتلا به لجبازی حتی به کوچکترین موضوع و مسئله ای که ناخوشایند طبع آنها باشد، واکنشی اغراق آمیز، زشت و توهین آمیز داشته باشند. جالب است که عکس العمل دیگران در مقابل زشتی رفتار این افراد خود نشانه ای می شود بر تأیید افکار مسموم اولیه و ادامه رفتار اشتباه و زشت بیشتر آنها.

به عبارت دیگر، لجبازی رفتاری مریض و بیمار گونه است خواه در قالب تهدید و تجاوز به حقوق و حرمت دیگران باشد و یا خواه در قهر و تحریم آنها. بجای لجبازی میتوان ابزارمند بود و:
۱. نگرانی و ناراحتی خود را با لحنی محترم با دیگران در میان گذاشت
۲. اطمینان حاصل کرد که قصد فرد مقابل درست فهمیده شده و فرد مقابل نیز واقعاً قصد ناراحت کردن را داشته یا نه
۳. به اندازه فهم و بضاعت شعوری و فیزیکی افراد از آنها توقع داشت
۴. با سنجش درست موقعیت از قرار دادن خود در موقعیت های ناخوشایند پرهیز کرد
۵. گذشته‌ها و آنچه گذشت را در کشوهای ذهن برای همیشه بایگانی نمود
۶. و در نهایت سازنده فکر کرد و با افرادی معاشرت داشت که ساختن را بجای تخریب برگزیده و از خود نامی به نیکی و حسن خلق جای می‌گذارند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.