چرا خساست یک بیماری روانی محسوب می شود؟

0

 

چرا بیماران شخصیتی خسیس می شوند، و چرا خساست یک بیماری روانی محسوب می شود؟

دکتر نویری

معنی خساست

خساست یعنی محروم کردن افراد از منابعی که بطوری متعارف حق آنان بوده یا قبلا در اختیار آنها قرار داشته اما اکنون بدون دلایلی منطقی و واقعی از همان افراد سلب شده در حالیکه کنترل کننده یا دهنده منابع به دلخواه و سلیقه خود و بدون هیچ قانون متعارفی به مصرف منابع در موضوعات مورد نظر و دلخواه خود می پردازد

 

دلایل آشکار خساست

 

 ۱. وحشت از قدرت و استقلال دادن به افرادی که فرد بیمار (خسیس) به آنها وابسته می باشد.

به نظر می رسد که افراد مبتلا به خساست با این واقعیت روبرو هستند که اطرافیان آنها خود را مجبور به تحمل آنان دانسته و در صورت داشتن شرایط اقتصادی مساعد، در اولین فرصت ممکن خود را از چنگال زجرآور فرد خسیس نجات خواهند داد.

فرد خسیس، آزار دیدن و ناراحتی اطرافیان خود را می بیند اما با توجیهاتی تنها مورد پذیرش خود همچنان بطوری تصاعدی به محدودتر کردن منابع می پردازد.  هرچه میزان درگیری و بحث بر سر منابع مورد نیاز فزونی می گیرد، خسیس بیشتر به نماندن اطرافیان خود و رها شدن توسط آنها مطمئن گشته و در نتیجه بیشتر به کنترل و محدود کردن منابع برای نگهداری اطرافیان اقدام میکند.

این کشمکش غیرقابل درمان با اطرافیان تا هنگام مرگ خسیس ادامه داشته و احتمال  رفع و برطرف شدن  آن، اگر نه غیر ممکن، بسیار ضعیف است.

نکته اساسی این بحث این است که در نگاه خسیس هر تقابل، اعتراض، و بحث و مشاجره ای مهر تاییدی بر ترس (در نظر وی) بجا ‌ بوده و حتی اختلاف نظرهای عادی یک رابطه نیز بدون آگاهی و عمد طرف مقابل، ترجمه به رها کردن، طرد کردن و رفتن از زندگی خسیس می شود. نگاه بدبینانه خسیس به موضوع نماندن اطرافیان خود و خصوصا همسر نگاهی همیشه منفی تر و بطوری فزاینده ای توطئه گرانه تر و پر از خیانت و خدعه است. در نتیجه خسیس پیشدستی کرده و با ندادن منابع یا حسابرسی های بسیار جزیی و سخت و انتقال اموال خود بنام افرادی مطمئن تر، جلوی این خیانت و توطئه را به زعم خود می گیرد.

 

  1. وجود بیماری های روان

اختلالات رشدی مثل بیش فعالی و اختلالات شخصیتی مانند پارانویید و شخصیت وسواسی بطور عمومی و شخصیت مرزی در موارد بحران های  ارتباطی و همگی در سنین بالاتر زندگی به شدت دچار خساست بوده یا می شوند. وابستگی شخصیتی و حس نا امنی دائم یکی از دلایلی است که خسیس به منابع قدرت و امنیت یعنی پول و مال می چسبد.

این چسبندگی تا به حدی است که در اختلال بیش فعالی و پارانویید، خسیس ممکن است حتی برای خود نیز توان خرج کردن و استفاده از منابع را نداشته باشد و تنها در زمان غلیان هیجانات و یا ترس های خود به خرید و یا استفاده از منابع مالی خویش اقدام کند. به همین دلیل افرادی که میتوانند خسیس را ترسانده و یا به او هیجان های جنسی، اعتیادی و قماری و یا تهدیدات حیثیتی وارد کنند براحتی صاحب منابع مالی و موقعیتی و زمانی خسیس شده و این منابع را در طول زمان از او به تاراج می برند.

 

دلایل پنهان خساست

کنترل و سرکوب سطح آگاهی و توقع برای پاسخگو نبودن

یکی از ویژگی های کاربردی محدود کردن (منابع مالی و علمی، فرصت ها و قدرت حرکت)، پایین نگه داشتن سطح آگاهی آنهایی است که از این منابع، قدرت حرکت و فرصت ها محروم می شوند. چرا که هر چه میزان آگاهی افراد پایین تر باشد:

  1. ترس افراد از ناشناخته ها بیشتر بوده و میزان واقعیت سنجی آنها به طرز فلج کننده ای پایین آمده و در نتیجه خواسته ها و توقعات آنها بدلیل ترسها و ناتوانی خود- سرکوبی شده و نتیجتا نیازی به پاسخ دادن و برطرف کردن توسط دارنده منابع و فرصتها نخواهد داشت.
  2. آگاهی پیش زمینه حرکت و پیشرفت است و سرکوب آگاهی با کنترل و محدود کردن منابع یعنی توقف و سرکوب حرکت. وقتی افراد از واقعیت ها بدلیل محرومیت های مالی، علمی و زمانی دور باشند و بینش و دیدی برای فرصت سنجی نداشته باشند و از حرکت و پیشرفت بترسند؛ طبیعتا تنش کمتری ایجاد کرده و باعث دردسر کمتری برای خسیس یا خساست ناشی از دیگر بیماری های روان خواهند بود.

دقیقا به همین دلایل است که بعضی از دولتها و یا سازمانها و شرکت ها مانع پیشرفت اقتصادی و مالی اتباع و شهروندان یا کارمندان و زیردستان خود شده و دسترسی آنها به منابع دانش و اطلاعات رفتاری و بینش دهنده را به هر روش و وسیله ای می بندند. زیرا این دولتها و سازمانها و شرکت ها به تجربه یا به واسطه یادگیری از دیگران، متوجه پایین آمدن سطح توقع زیر دستان یا افراد تحت تکفل خود با استفاده از این محدودیت ها شده اند.

خساست یک ناتوانی است. ناتوانی در درک و رفع نیاز های متعارف اطرافیان و همچنین ناتوانی در مدیریت روابط و گسترش ارتباطات مفید. خسیس فردی کند ذهن از نظر اجتماعی و ارتباطی است که با تکیه بر هوش غریزی خود با آزار و آسیب به دیگران از منافع خود دفاع می کند. خسیس مانند غریقی است که به آنچه بلافاصله در اختیار دارد چنگ زده و با تمام وجود و جان به آن می چسبد بدون اینکه از خود بپرسد آیا آنچه که بدان چنگ زده یارای شناور نگه داشتن و نجات او را دارد یا نه.

ذهنی که به خساست دچار است آنقدر بی ابزار و ناتوان و حقیر مانده است که تنها ابزار او برای بقا، محرومیت دادن به دیگران و کنترل ارتباطات و رابطه خود از طرُقی غیر عاطفی و غیر اجتماعی است. برای خسیس دوست داشتنِ غریزی جایگاه و کاربرد عاطفه اجتماعی را نیز غصب کرده و خسیس قادر به درک عاطفه و تعریف و استفاده از آن در روابط خویش نمی باشد. در نتیجه خسیس  مبتلا به بیماری روان بوده و بدون درمانی پرورشی قادر به رشد بینشی صحیح و نجات خود  از این بیماری نخواهد بود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

"دوره رایگان و زیبای پرورش انگیزه" مشاهده و دانلود
+