چرا مراجعین به حرف مشاور و دکتر گوش نمیدهند؟

0

بررسی فاصله حسی- درکی بین مشاور و مراجع،

دکتر سیامک نویری،

یکی از شایعترین مسائلی که در جلسات مشاوره ای- روانشناسی اتفاق می افتد عدم حرف پذیری و همکاری مراجعین با مشاور و دکتر خود است. بنا بر مشاهدات بالینی، بیش از سی درصد مراجعین به تمامی مراکز درمانی پزشکی رفتاری مقابله ای و یا منفعلانه (Non Compliance) با درمان و توصیه های درمانگر خود خواهند داشت. در این مقاله به دلایل پیدایش و شیوع گسترده این تقابل و انفعال با توصیه های درمانگر و مشاور در محدوده مشکلات و اختلالات روحی و روانی می پردازیم.

در نظر اول بدیهی است که مراجعین به مطب ها و کلینیک ها در هر شاخه ای از علم پزشکی و درمان، بدنبال تخفیف درد و حل مشکلات بوجود آمده در زندگی خود می باشند. اما در واقعیت چنین نیست. فرآیند فکر و رفتاری مراجعین به مطب ها و کلینیک ها نشانگر میزان چشمگیری از مقاومت به درمان و توصیه های درمانی است که دلایل آن به شرح ذیل توضیح داده می شوند:

دلایل کلی مراجعه به روانشناس و روانپزشک

خسته بودن از وضعیت موجود
بسیاری از مراجعین به مراکز مشاوره خودشان زمان زیادی را صرف مبارزه و کنترل مشکل و یا بیماری ای که از آن رنج می برده کرده اند. اما عدم آگاهی از طبیعت بیماری و علایم آن، نداشتن ابزار های مهار و کنترل مشکل و یا بیماری، و فقدان تجربه در استفاده و تطبیق  راه حل ارائه شده، مراجعین را به انتهای توان روحی و جسمی خود می رساند. در این شرایط مُراجع با حضور در مطب مشاور و یا پزشک، دیگر خودش بدنبال سعی و تلاشی بیشتر نبوده بلکه به دنبال اتمام این جنگ بی پایان و خستگی ناشی از آن است. طبیعتا توصیه های سخت درمانگر در توان روحی و جسمانی مراجع نیست و نسبت به آنها منفعلانه و یا مقابله ای برخورد خواهد کرد.

بهبود شرایط فعلی بدون تغییرات پایه ای
مراجعین به مطب ها و کلینیک های روانشناسی در مورد موضوعات خانواده و رابطه بین فردی با جنس دیگر، عمدتا در جستجوی راهی برای ادامه رابطه و بهبود شرایط سخت آن هستند.  عشق، وابستگی، ترس از رها شدن و تنها ماندن، فشار های اطرافیان و خانواده، وجود بچه، و مشکلات مالی  همه دلایلی برای مصمم بودن مراجع به حفظ وضعیت فعلی رابطه (حفظ ازدواج یا دوستی) و جبهه گرفتن علیه هر تفکر و توصیه ای بر خلاف تصمیم خود می باشد.

شوک شدن
بعضی از مراجعین قبل از ورود به جلسه مشاوره پیش فرضهایی از دلایل مشکل خود داشته و تصورشان از وسعت و شدت مشکل و یا مشکلات از قبل تعریف شده است. شنیدن نظرات، نکته ها، روند فعلی مشکل، و آینده نگری متخصص گاها چنان خارج از تصور آنها می باشد که شوکی منفی به مراجع وارد کرده و حالتی تدافعی و غیر قابل باور در او ایجاد می کند.

کنجکاوی
گروهی از مراجعین نیز به صرف شنیدن نظر مشاور و یا دکتر دیگر مراجعه کرده و از قبل پیش فرضی غیر قابل تغییر بر روی بینش و رفتار خود خواهند داشت.

 

دلایل عدم همکاری مراجع با مشاور و دکتر

نداشتن توان جسمی و روحی برای چالشی بیشتر
نبود بضاعت و توان جسمی و روحی برای انجام تکالیف و توقعات هر چند بجای مشاور و دکتر از اصلی ترین دلایل تَمَرُد و عدم همکاری و حرف پذیری مراجعین از متخصصین خود می باشد.

همچنین مشاهده کنید:  تحقیق قبل از ازدواج: نکاتی که نمی دانیم

تفاوت عقیده در راه حل
مراجعین به مطب های روانشناسی و روانپزشکی اغلب نه در دنبال پزشک بلکه در کنار او به درمان خود مشغول می شوند. دلیل صاحب نظر بودن در مشکلی که نتوانسته اند حل کنند به مواردی همچون:

فقر فرهنگیِ اجتماع در مقوله مشکلات روحی- روانی- رابطه ای، فقر نظارتی بر مطالب موجود رسانه ای و کتب عرضه شده در کتاب فروشی ها، فقر فاحش علمی در بین قشر درمانگر، و سرانجام جذابیت و سهل الفهم بودن ظاهری علم روانشناسی برای عموم است.

امید به بهبود وضعیت
وقتی دکتر بنا به وظیفه حفاظتی که از مراجع دارد، توصیه به اتمام و قطع رابطه می نماید، برای مراجع هنوز حس به انتهای آن رابطه رسیدن بوجود نبامده است. به عبارت دیگر مراجع همچنان میل به تلاش و سعی به دلایلی که پیشتر به آن اشاره شد دارد. بعلاوه دلیل اولیه مراجعه به دکتر نه قطع رابطه که ترمیم و شکوفایی آن بوده چرا که برای قطع اکثرا نیازی به کمک نیست. اگرچه هستند موارد اندکی که واقعا توان تصمیم گیری نداشته و بدنبال شفاف سازی و پیدا کردن راه های موجود برای تصمیم گیری به دکتر رجوع میکنند. اما در حالت قبلی یعنی میل مراجع بر حفظ شرایط رابطه و نظر دکتر به قطع آن که ناشی از وظیفه دکتر به توصیه صحیح است بیشتر باعث تمرّد  مراجعه کننده به توصیه های درمانگر خود می گردد.

نداشتن اعتماد به توانایی و مدیریت دکتر
تصمیم گیری در مورد زندگی فردی امری بسیار نزدیک به قلب و احساس برانگیزانه است. وقتی فردی به مشاور رجوع می کند در حالیکه کوله باری سنگین از خاطرات و مشکلات روانی و رابطه ای را بدوش می کشد، برای او پذیرفتن اینکه مشاور قادر به درک عمق درد و نگرانی های اوست کاری بسیار دشوار خواهد بود. زبان بدن و لحن دکتر جلسه همراه با کلماتی که برای انتقال مفاهیم انتخاب می کند به مراجع پایه ای برای اعتماد کردن و یا نکردن به دکتر خواهد داد. همچنین، طرز بررسی مشکل و بازگو کردن علایم ناگفته بیماری و  کنش ها و واکنش ها نشانگر حاذق بودن و یا نبودن

دکتر  خواهد بود. متاسفانه در بسیاری از جلسات این نکات ریز درمانی بدرستی رعایت نشده و مراجع هیچ اشراف و اطمینان خاطری نسبت به توانایی و مدیریت دکتر خود پیدا نمی کند.

نخواستن تغییر و تعامل
در نهایت گروهی از مراجعین به قصد مشاوره گرفتن به جلسه نیامده بلکه برای مچ گیری، اجبار اطرافبان و همسر، ستیز و بحث با مشاور و برنده شدن، اثبات منطق و ادعای خود، و دیگر دلایل بیمار گونه مراجعه می کنند. برای آنها حضور در جلسه برابر حضور در دادگاهی علیه شخصیت و تفکر و رفتار آنهاست و به همین دلیل سعی خواهند کرد با تمامی قوا جنگیده و خود را تبرئه کنند. طبیعتا برای چنین مراجعینی تغییرات تفکری و رفتاری هرگز مورد نظر و نیاز نبوده که بخواهند به آن فکر کرده و تمایلی داشته باشند.

تمامی عوامل فوق دلایلی هستند که موجب عدم همکاری و حرف پذیری درصدی از مراجعین با مشاورین و دکتر ها می گردد. مشخص نمودن شاخص مربوطه در هر فردی که از جلسات مشاوره بهره کافی نمی برد و کمک در رفع آن شاخص می تواند منجر به همکاری و حرف پذیری بیشتر با درمانگر شده و نتایج مطلوب و رو به رشدی را به مراجع نوید بخشد.

 

Source: طب روان

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.