چرا پارانویید ها دهن بینند؟

0

دهن بین بودن یعنی واکنش نشان دادن به حرف دیگران بدون تحقیق و تفحص در صحت و سقم حرفی که شنیده شده است. دهن بین بودن یکی از شاخص های داشتن شخصیتی ضعیف و حتی مریض است. چرا که نشانگر اینست که فرد مبتلا آنقدر شخصیت پرورش یافته ای ندارد که بتواند مسائل و موضوعات را به تنهایی سبک و سنگین کرده و به تصمیمی درست و مستقل برسد. قدرت ادراک چنین افرادی در همان سنین کودکی باقی مانده و تنها هوش این افراد است که راهنمای احساسات آنها می باشد. افراد دهن بین افرادی واکنشی و احساساتی هستند.

این خصائص یعنی احساساتی بودن، درکی کودکانه از تعاملات بین فردی داشتن، و دهن بین بودن دقیقا از خصوصیات مبتلایان به بیماری شخصیتی پارانویا نیز است. اگرچه دیگر بیماران شخصیتی نیز همچون هیستریانیک ها، اضطرابی ها، وابسته ها، و شخصیت مرزی ها نیز میتوانند بشدت دهن بین باشند.

اما سوالی که مطرح است اینست که چه خصوصیتی به خودی خود باعث دهن بینی می شود. برای توضیح این موضوع، مبتلایان به بیماری پارانویا انتخاب شدند چرا که بهترین مثال در بررسی دلایل دهن بینی محسوب می شوند. افراد پارانویید در کنار بسیاری از خصوصیات مریض خود دچار عارضه ای به نام قهرمان بودن نیز هستند.

این افراد: قداره بند های خانواده، بزن بهادر های مادر ضعیف و خواهر برادر های رها شده، رهبران اقتصادی و اجتماعی خانه، مدرسه و محل کار و در مجموع قهرمانان همه کس و همه جایی که پیشرو و پیشمرگ نیاز دارند می باشند. پارانویید ها همواره آماده اند که کمر عدالت خواهی و ظلم ستیزی بسته و به کمک دادخواهی که حتی ممکن است هیچ شناختی از او نداشته باشند بشتابند.

پارانویید ها خود را پلیس های جامعه، حامیان مظلومان، و پدران و مادران و بی کس و کاران می شناسند. همین حس قهرمان بودن بیجا و بدون صلاحیت لازم در کنار ناتوانی آنها از تحلیل مسائل بین فردی و داشتن شخصیتی تاییدی بجای شخصیتی مستقل، آنها را همواره آماده عکس العمل و دادخواهی و ظلم ستیزی می سازد.

اما آمادگی سریع و قاطع مستلزم داشتن اطلاعاتی موثق و درست است و برای پارانویید هیچ کس موثق تر از مادر و خواهر محیط پشتیبان، و بیگانه ها در تناسب به همسر و فرزند نیست. پارانویید با بدبینی و ظنّی که بدان دچار است و با نیاز به کنترلی که باید دائما بر روی دیگران داشته باشد در جهنمی از شک ها و تردیدهایی زندگی میکند که بیشترین آنها متوجه نزدیکترین افراد به آنهاست. پس همسر و فرزند و برادر و خواهری که در کنارشان قرار دارند بیشترین مایه عذاب، ناراحتی، ناکامی، و تاسف آنها می باشند. خصوصا اگر این افراد از خاله زنک بودن و غیبت دوری کنند وحشتناکترینِ افراد در اعتماد کردن برای پارانویید است. پارانویید به خاله زنکها برای جذب و جمع کردن اطلاعات نیازمند است. پارانویید برای دادخواهی و ظلم ستیزی به افرادی نیازمند است که تحملی کم و دلی کوچک و حقیر داشته باشند و با کوچکترین ناملایمتی ای بیشترین گریه و فغان را سر دهندو او را بطلبند. پارانویید بدلیل درک کودکانه خود و ناتوانی در حل مسائل بزرگ زندگی، قهرمان کوچک ها و حقیر هاست. پارانویید آنهایی را عزیز میدارد که با خودشیرینی و مظلوم نمایی چون ماری خوش خط و خال تیشه بر ریشه دیگران می زنند و با غیبت و دروغگویی اطلاعاتی شگرف و عمیق به پارانویید تقدیم میکنند. این افراد محیط پشتیبان پارانویید هستند و چون خود او مریض، حقیر و کودک صفتند.

پارانویید برای این افراد قهرمان است. آنچه که او از دیگران دریغ میکند بپای این افراد می ریزد و در کف زدن ها و تمجید و تایید آنها، خود را در درجه خدایی و معصومیت می بیند. برای پارانویید دنیای زیبا در کنار این کرمهایی است که در باتلاق غیبت و زیر آب زدن و توطئه و عیب جویی میلولند و عظمت این حامی مریض تر از خود را ستایش و شکر می کنند. برای پارانویید قهرمان بودن در کنار این موجودات بدبخت و حقیر و کم شخصیت آسان و لذت بخش است.

همچنین مشاهده کنید:  چون دوستم داره اینطوری می کُنه

در نتیجه اطلاعاتی هم که از این دوستان ستایشگر خود دریافت میکند درست ترین اطلاعات و موثق ترین آنهاست و او میتواند بدون بررسی بیشتری که توان آنرا ندارد نسبت به آنها اقدام کند. دهن بینی برای پارانویید در واقع ابزاری است که معلولیت شخصیتی او را در تحلیل و پردازش اطلاعات پوشش داده و در عین حال قهرمان بودن بیجا و بی صلاحیت او را تضمین میکند. البته افراد پارانویید بدلیل توان اقتصادی و مالی ای که عمدتا دارا هستند تظاهر به داشتن صلاحیتِ حمایتی و درکی میکنند.

کوشا بودن و ساعی بودن آنها و بذل و بخشش سخاوتمندانه ای که دارند دیدن معلولیت های شخصیتی آنها را در چشمان افراد سالم دشوار می سازد. ولی در عمل پارانویید فردی ناتوان از نظر احساسی و معلول در پردازش و عکس العمل درست است. او به دهن بینی نیازمند است تا بتواند قهرمان باقی بماند چون بغیر از قهرمانی نقش اجتماعی دیگری برای خود قائل نیست. اما او نمی داند که قهرمان موجودی منزوی و تک رو و در نهایت فدا شده است و جامعه نمی تواند روی تک رو ها و فدا شونده ها حسابی دراز مدت باز کند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.