تحقیق قبل از ازدواج: نکاتی که نمی دانیم

طلاق
0

آیا عدم این تحقیقات میتواند منجر به داشتن فرزندانی مریض شود؟

در کشور ما رسم بر این است که قبل از ازدواج، بصورتی فرمالیته هم که شده، خانواده های عروس و داماد در مورد دختر و پسر خانواده مقابل تحقیق کنند. محل کار، درب و همسایه، فک و فامیل و هر کسی که مرجع و گواهی بر صحت و سلامت اخلاق و رفتار زوج باشند مورد پرس و جو قرار می گیرند. حال چقدر پاسخ های داده شده درست و بجا هستند خود جای بسی بحث و گفتگو دارد.

اما چند نکته شایان توجه وجود دارد که باید به آن پرداخته شود.
– اولا در امر تحقیق چه اساس و ضابطه ای را خانواده و اقوام دختر و پسر مورد استفاده قرار می دهند؟
آیا واقعا می دانند چه سوالاتی را باید بپرسند و چه سوالاتی را نباید بپرسند؟
آیا به نحوه پرسیدن سوالات آشنایی دارند و میدانند که لحن مطرح کننده سوال در نوع پاسخ موثر است و میتواند به پاسخ غلط منتهی شود؟
آیا می دانند چگونه محبت بیجا و خصومت بی دلیل را در پاسخ دیگران تشخیص داده تا خود مرتکب دهن بینی و حق را نا حق کردن نشوند؟
آیا قادرند با سوالات مطرح شده تصویری مفهوم و مشخص از سلامت اخلاق و رفتار دختر و پسر خانواده مقابل استنتاج کنند؟

– دوما در کنار اصول و ضوابط صحیح نحوه تحقیق، آیا کاربرد تحقیق انجام شده براستی گویای سلامت عروس و داماد است؟
آیا واقعا تاریخچه تمامی دختران و پسران و زنان و مردان تحقیق شده ای که موفق به ازدواج شده اند نشانگر این بوده که افرادی سالم و خوش خلق بوده اند؟
آیا این امکان وجود ندارد که عروس و داماد آینده و حتی خانواده های آنان عمدی و سهوی بسیاری از مسائل مهم را وارونه و یا اغراق آمیز جلوه داده و یا کلا پنهان کرده باشند؟
آیا تحقیقات مرسوم توانایی نمایان کردن عیب های غیر قابل اغماض و چشم پوشی را دارند؟
آیا تحقیقات اینگونه میتوانند به کُنه خصائص خوب و بد عروس و داماد رسیده و آنها را آشکار کنند؟

مسلما نه.

در واقعیت امر، تحقیقات مرسومِ قبل از عروسی آنقدر غیر کاربردی و بی معنی اند که جز عملی فرمالیته هیچ جنبه مفید دیگری در موفقیت یک ازدواج ندارند. چه هزاران هزار نمونه مرد و زنی که در تحقیقاتِ محل کار و همسایه و دانشگاه تحصیلی، افرادی سالم و خوش خلق معرفی شده اند اما از اخلاق خوش کوچکترین بهره و شعوری نبرده اند. چه هزاران هزار بیماران شخصیتی ای که توانسته اند با ظاهری پیچیده، اجتماعی که از دور به آنها مینگریسته را فریب دهند و عصبی بودن خود را کاملا پنهان سازند. این افراد همان هرزه زبان های فحاش و بی مبالاتند که ادب و نزاکتی بی مثال در اجتماع بیرون دارند. این افراد تهمت زن و دهن بینند.

این افراد دست زدن و شکستن دارند و با همسر آنچه که رعایت نمیکنند حیا و حرمتی واقعی و بدون قید و شرط است. این افراد تمام آنچه هستند که میگویند نیستند و بالعکس. اما اجتماع آنها از این خصوصیات زشتشان بی خبر است. اجتماع، این افراد را افرادی مقید، محترم و فداکار می بیند که برای محبت همواره دستی پیش و برای حرمت و حیا زبانی شیرین و دلپسب دارند.
اما بحث این مقاله بسیار مهمتر از پرداختن به رسمی بی معنی و ناکاراست. سخن این مقاله پرداختن به اصلاح نسلی بدون مرض های روحی و روانی و ناکامی ناشی از آن در آینده است که بتواند خود بوجود آورنده نسلهایی سالم، پویا و کوشا باشد. هدف این مقاله بررسی و استفاده ای دوباره از رسمی قدیمی اما متداول است.

همچنین مشاهده کنید:  میگرن: دلايل بروز و نحوه درمان

در زمان های قدیم و حتی اکنون در خانواده های مدرن و امروزی، وقتی پسری رفتاری نامتعارف و عصبی داشته باشد بسوی زن گرفتن سوق داده می شود. زنش میدادند و می دهند چون باور داشتند که با رفتن بسر زندگی خود اصلاح می شود. در مورد دخترها هم وضع بهتر از این نبود. دختر را شوهر می دادند و خیالشان راحت بود که دیگر شوهر دارد و شوهرش هرطور لازم بداند رفتار خواهد کرد. طبیعتا، آن پسر بیمار نه تنها بهتر نمی شد که بلا و ستمی می شد بجان دختری بدبخت و بیچاره که تا عمر داشت می باید تحت ظلم و ستم و رفتار روانی آن پسر میسوخت و می ساخت. دختر بیمار نیز مصیبتی یکسان با پسر بیمار بود در زندگی شوهری که در کنار کار و معاش بیرون می باید زحمت هزار مرض و معلولیت جسمی و ذهنی همسر را بدوش می کشید.

اما این انتهای این داستان غم انگیز و مأیوس کننده نیست. از آن مردان و زنان بیمار، فرزندانی متولد شدند و می شوند که اگر ژن فعال بیماری را در خود ندارند ژن خفته آنرا دارند و به نسلهای بعدی انتقال می دهند. این ژنها چه در حالت خفته و چه بیمار خود مسبب بیماری های:
– افسردگی مزمن و افسردگی بعد از زایمان
– دوقطبی
– اسکیزوفرنی (جنون)
– اختلالات شخصیتی نُه-گانه حاد
– بیش فعالی و ستیزه جویی بیمارگونه کودک تا ایام بلوغ و بعد از آن
– تیک های عصبی و اوتیزم
– و بیماری های روحی جنسی

می باشند.
پس بجاست که هر دختر و پسری که قصد ازدواج دارد و هر خانواده ای که فرزند دلبندشان را بسوی ازدواج سوق می دهند، اولا با پزشکان متخصص بیماری های روحی و روانی و عقب ماندگی ژنتیکی مشورتی در مورد ژنهای خانوادگی خود داشته باشند تا آگاهانه و عمدی بتولد فرزندی مریض مبادرت نکنند. ثانیا در اطرافیان و اقوام طرف مقابل با شناخت کافی این اطمینان را حاصل کنند که ژن بیماری در طرف مقابل موجود نبوده و احتمال داشتن فرزندی مریض را بوجود نمی آورد.
بزرگترین ثروت یک اجتماع داشتن شهروندانی سالم از نظر جسمی و روحی است. بیایید بزرگترین ثروت خود را آنطور که شایسته و صحیح است حراست و حفاظت کنیم و در توسعه و بازپروری آن بکوشیم.
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.