بیماری خشم (Anger Disorder) و ۱۰ علامت بالینی آن

رابطه عقده با خشم
0

۱۰ علامت بالینی بیماری خشم (Anger Disorder)

۱. قهرمان بودن
بیمار خشم شخصیتی قهرمان و فداکار است و بی دریغ حمایت خود را به آنهایی می دهد که هنوز با آنها قهر نشده است. او آفریده شده تا حامی و نجات بخش باشد. از خود و نیازهایش بگذرد تا دیگران را به آرزوهایشان برساند. اما اگر فرد خشمگین به هر دلیل با کسی دل چرکی داشته باشد براحتی وی را در آن شرایط رها میکند تا درس عبرتی به وی برای آزار ی که به او رسانده بدهد.

blond-man-hero-angry-expression_1194-3745-300x208 بیماری خشم (Anger Disorder) و 10 علامت بالینی آن

۲. حس انتقام مقطعی
بیمار خشم اصولا حس انتقام بسیار شدیدی خصوصا در اوج عصبانیت خود دارد. دل چرکی او با دیگران هرگز از ذهن او پاک نمی شود ولی در زمان و به خواست خود او نادیده گرفته می شود. از آنجاییکه که در مقاطع متوالی و متناوب فرد خشمگین با همه درگیر خواهد شد در هر درگیری جدید تمامی خاطرات و مسائل گذشته را دوباره بیاد آورده و بازگو می کند.

۳. منطق تک بعدی
بیمار خشم در اکثر اوقات منطقی است. او منطق را دوست دارد و سعی بسیاری هم در منطقی رفتار کردن و منطقی نگاه کردن به مسائل دارد. فرد خشمگین در اغلب اوقات مشغول بررسی کردن رفتار های خود و رفتار های دیگران در چهارچوبی منطقی است. اما منطق بیمار خشم منطقی موضعی و تک بعدی است. او خود را مرجع بسیاری از موضوعات دانسته و با فهم بالاتری که نسبت به اطرافیان دارد (به تصور خود) دیگر نیازی به در نظر گرفتن منطقی دیگر نمی بیند. منطق او در مواقع انفجار کلا خاموش شده و هیچ تاثیری در رفتارها و عکس العمل های شدید وی ندارد چرا که همین منطق او را محق به عکس العملی شدید در قبال بی عدالتی ای که در حق وی انجام گرفته می سازد.

۴. فهم بیشتر نسبت به اطرافیان
بیمار خشم فهیم ترین فرد در میان اطرافیان خود است. او از همه بیشتر زحمت می کشد. بیشتر بررسی میکند و بیشتر می اندیشد. کاری که دیگران نمی کنند. فرد خشمگین دائما در حال برنامه ریزی و رفع موانع است. او همیشه هوشیار است و مراقب اطراف خود. مغز او حتی در خواب نیز نگران آنهایی است که دوستشان دارد. اما  هرگز این نگرانی و فکر کردن مدام را یک بیماری نمی داند. اوست که باید برای همه فکر کند چون همه به دفعات ثابت نموده اند که بلد نیستند فکر کنند.

blond-man-hero-angry-expression_1194-3745-300x208 بیماری خشم (Anger Disorder) و 10 علامت بالینی آن

۵. دلسوزی زیاد
با وجود خشکی منطق و تک بعدی و زودرنج بودن بیمار خشم، او فردی بی اندازه دلسوز و مهربان است. فرد خشمگین برای فداکاری ساخته شده و از جان گذشتگی تصمیمی بسیار راحت و بی دغدغه برای اوست. فرد خشمگین عاشقانه دوست دارد تا حدی که با دوست داشتن خود آزار می رساند. برای بیمار خشم مرزی در محبت نیست مگر اینکه از کسی رنجیده باشد. در آنصورت نیز محبت او تمام نمی شود و بصورت غیر مستقیم در کمک به او داوطلب می شود. فرد خشمگین والدی برای همه است و حتی از خود نمی پرسد که حد و مرز والد بودن او کجاست.

۶. وکیل همه بودن
ادعا به فهم بیشتر از همه، مسئولیت حفاظت و حراست و حتی تربیت همه را نیز بدنبال می آورد. بیمار خشم چاره ای بجز والد و وکیل بودن و مبصر و ناظم شدن برای همه را ندارد. درون ناآرام او وحشت زده از هزاران خطری که اطرافیانش را تهدید می کند بسوی رفع خطرات فداکارانه می شتابد. در این شتاب گام های بی تردید او به زمین فرود می آیند و دست های او برای باز کردن راه به اطراف پرت می شوند. هر که می خواهی باش اما زیر دست و پای بیمار خشم  نباش چون او برای نجات دادن آفریده شده و برای نجات تو حتی از لگد مال کردن خود تو نیز پروایی ندارد.

۷. توقع
فداکاری بی دریغ، فهم بیشتر، منطق قوی تر، و وکیل و والد همه بودن طبیعتا توقع قدری حق شناسی و مایه گذاشتن از خود را بدنبال باید داشته باشد. همه چیز برای همه کس است تا جایی که حتی از آخرین رمق مانده در جان خسته و رنجور خویش نیز مایه می گذارد. اما همواره مأیوس از دیگران در لحظاتی که نوبت آنهاست تا قدری درک بخرج داده و از خود مایه بگذارند، با دلی همیشه شکسته به کنج عزلت ذهنی خود می رود. بیمار خشم هرگز پر توقع نبوده و نیست اما نمی فهمد چرا توقعات اندک او نیز با نا امیدی مواجه می شوند.

برای بیمار خشم ناتوانی دیگران قابل فهم نیست. او خودخواهی آنها را می بیند و تلاش او برای هدایت آنها همواره با شکست مواجه می شود. او حتی نمی تواند به آنها بفهماند که آنچه میخواهد برای خود آنهاست. او در دنیای تک بعدی و بسته خویش درکی از گوناگونی های خلقت و آمال و آرزو های دیگران که در نظر او همواره غلط و نابجا هستند ندارد. برای فرد خشمگین دنیا تنها جایی برای شکنجه اوست، برای نا امید کردن و شکست دادن او. اما او هرگز از تلاش نمی ایستد. شاید روزی دیگران بفهمند چون خود او هرگز نتوانست بفهمد.

blond-man-hero-angry-expression_1194-3745-300x208 بیماری خشم (Anger Disorder) و 10 علامت بالینی آن

۸. درگیری با همه
مأیوس و نا امید شدن حس بدی است و بیمار خشم با بدبینی خاصی که حاصل تجارب متعدد اوست همیشه منتظر بدی دیدن و قدر نشناسی و نادانی دیگران است. او از پیش آماده است. از قبل پیش بینی کرده و میداند که هدف گوینده از هر حرفی که به او می گوید چیست. در ذهن او تنها کلمات اول گفته های دیگران طنین انداز است و مابقی حاصل پیش بینی های خود اوست. او آنچنان می داند که چه خواهد شنید که آرام آرام در طول زمان مهارت شنیدن را به کل از دست می دهد و تنها صدای خود را می شنود.

صدایی که نه زیبا بگوش می آید و نه زیبا بیان می کند. این صدای زشت که بنظر از دهان دیگران خارج می شود اما در واقع صدای ذهن درگیر خود فردخشمگین است، صدایی است قدر نشناس و بی منطق و در نتیجه لایق حملات تدافعی او. برای فرد خشمگین همه نادان و ناتوانند و او باید به همه اثبات کند که راهی اشتباه را رفته و با افکار و گفتار اشتباه خود زندگی میکنند. بیمار خشم با همه درگیر است برای خودشان و به نفع و صلاح خودشان اما به بهای بَدِه شدن خود.

۹. صبوری به اقتضای محیط
فکر گذشته ها، فکر آینده، فکر حال فرد خشمگین را رها نمی کنند. خصوصا افکار گذشته همچون بیلبورد های اتوبان ها در نگاه پر تحرک فرد خشمگین دائما در حال یادآوری لحظات تلخ و از دست رفته اند. بیمار خشم از نکرده ها و کرده های خود همراه با نکرده ها و کرده های دیگران عذاب وجدان شدید دارد. چه فرصت های سوخته ای که اگر بتواند جبران کند حتی جانش را برای جبرانش حاضرست بدهد. اما دریغ.

در جهنم افکارش او اسلحه بدست راه میرود. قبل از اینکه بپرسد شلیک میکند و سپس در عذاب محاکمه مُرده ی خود تا بی نهایت با خود و او در جنگ و درگیری می افتد. اما این برزخ سوزان ذهن فرد خشمگین تنها متعلق به خودی هاست. چرا که بیمار خشم فقط به انتخاب منطق فولادین خود حاضر به بروز احساسات خود است و اگر منطق او حکم به سکوت دهد  براحتی سکوت خواهد کرد. فرد خشمگین مبادی آداب، نماینده بهترین رفتار، و اسطوره بزرگ منشی است و با غریه ها بد اخلاقی کردن بزرگ منشی نیست. او نمیتواند این اسطوره را خراب کند پس به اقتضای زمان و مکان در حفظ این اسطوره سکوت خواهد کرد.

۱۰. انفجار نسبت به کوچکترین موضوع
توقع، عصبانیت از حق نشناسی اطرافیان، و دلسوزی برای خود و دیگران همیشه بیمار خشم را در آستانه انفجار قرار دمی دهد. فرد خشمگین وکیل و والد همگان است و به نفس والد بودن این حق را بخود می دهد که در صورت اقتضا و نیاز حتی تنبیه و تشری هم به اطرافیان خود انجام دهد. اما منطق خشک فرد خشمگین همراه با ریز بینی شدید او و بزرگ کردن مسائل بی ارزش و کوچک که از خصائص بیماری خشم میباشند همواره بیمار خشم را در بدترین حس نافرمانی و قدر نشناسی نسبت به خود در دیگران قرار می دهد. فرد خشمگین در سالهایی که همواره به خود اجازه پرخاش و تنبیه دیگران را داده، دیگر حیای واقعی کلام را از دست داده و قادر به کنترل زبان خود نیست.

او استادانه و با غیض تمام حمله میکند و می گزد تا قدری از درد مجازی و نابجای خود کم کند. او نمی داند بیمار است تا بیماری را ریشه کن کند. بیمار خشم موجود بیچاره ای است که تمام زندگی خود را صرف خدمت به آنهایی میکند که از رفتار و زبان تلخش دلی چرکین و روحی آزرده دارند. فرد خشمگین و عصبانی بر خلاف همیشه که به دیگران کمک میکند خود نیازمند کمک است.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × پنج =